زیوری
فرهنگ فارسی
جمله سازی با زیوری
حبذا بزمی کزو هردم دگرگون زیوری آسمان بر عالمی بندد زمین بر کشوری
بندم بر آفتاب معانی ز حسن طبع مشاطهوار از شب الفاظ زیوری
عروس بخت را گر زیوری هست در این نه حقه آیینه گون نیست
حسن معنی جوی گو آرایش صورت مباش بی تکلف حسن را در حسن، دیگر زیوری است
کشوری و عالمی را هم زمین هم آسمان از چنین بزمی تواند داد هردم زیوری
بلی گر فراغت بود شاه را ز نو زیوری بخشد آن گاه را