زیوری

لغت نامه دهخدا

زیوری. [ زی وَ ] ( حامص ) عمل آرایش و پیرایش. ( ناظم الاطباء ). || ( ص نسبی ) که آرایش و زینت کند. که شغل او زینت و زیب کردن باشد. و رجوع به زیور شود.

فرهنگ فارسی

عمل آرایش و پیرایش که آرایش و زینت کند.

جمله سازی با زیوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حبذا بزمی کزو هردم دگرگون زیوری آسمان بر عالمی بندد زمین بر کشوری

💡 بندم بر آفتاب معانی ز حسن طبع مشاطه‌وار از شب الفاظ زیوری

💡 عروس بخت را گر زیوری هست در این نه حقه آیینه گون نیست

💡 حسن معنی جوی گو آرایش صورت مباش بی تکلف حسن را در حسن، دیگر زیوری است

💡 کشوری و عالمی را هم زمین هم آسمان از چنین بزمی تواند داد هردم زیوری

💡 بلی گر فراغت بود شاه را ز نو زیوری بخشد آن گاه را

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز