لغت نامه دهخدا
زینهار نهادن. [ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) امانت گذاشتن. به امانت سپردن. چیزی را نزد کسی نهادن، بازستاندن را:
زینهارم نهاد امام زمان
نزد ایشان که اهل زنهارند.ناصرخسرو.رجوع به زنهار و زینهار و ترکیب های آن دو شود.
زینهار نهادن. [ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) امانت گذاشتن. به امانت سپردن. چیزی را نزد کسی نهادن، بازستاندن را:
زینهارم نهاد امام زمان
نزد ایشان که اهل زنهارند.ناصرخسرو.رجوع به زنهار و زینهار و ترکیب های آن دو شود.
امانت گذاشتن به امانت سپردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ببینم که نزدیک تو زینهار نهادن توان ای یل نامدار