لغت نامه دهخدا
زیفنون. ( اِخ ) شهری است که عذرا را در آن شهر میخواستند بکشند و او گریخت وفرار کرد. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به زیغنون شود.
زیفنون. ( اِخ ) شهری است که عذرا را در آن شهر میخواستند بکشند و او گریخت وفرار کرد. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به زیغنون شود.
شهری است که عذرا را در آن شهر میخواستند بکشند و او گریخت و فرار کرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زیفنون صافی (زاده ۱۳۵۰ ولسوالی مهترلام - ولایت لغمان) سیاستمدار افغانستانی و نماینده مردم ولایت لغمان در دورههای پانزدهم و شانزدهم مجلس نمایندگان است. وی در مجلس شانزدهم نمایندگان افغانستان عضو کمیسیون مالی، بودجه، محاسبات عمومی و امور بانکها میباشد.
💡 زیفنون صافی زاده ۱۳۵۰ از ولسوالی مهترلام ولایت لغمان است. وی تحصیلات متوسطه خود را در لیسه/دبیرستان مستوره لغمان به پایان برد و در سال ۱۳۷۵ از انستیتوت معلمین لغمان فارغالتحصیل شد. وی عضو حزب محاذ ملی اسلامی افغانستان است.