لغت نامه دهخدا
زکی شیرازی. [ زَ کی ی ِ ] ( اِخ ) شیخ عبداﷲبن ابی تراب بن بهرام بن زکی بن عبداﷲ بی خبر است. وی از فحول فضلا و عدول حکمای عهدخود بود. قاضی ناصرالدین بیضاوی و قطب الدین علامه و ابوالنجاش ظهیرالدین عبدالرحمن برغش، تحصیل فضایل درخدمت آن جناب نموده اند و در رسالة الابرار فی الاخیار آمده که او معلم و استاد جمیع فضلا و تمام علمای آن زمان بوده و قاضی بیضاوی از کرامت او نقل کرده... وی در سنه 677 هَ. ق. درگذشت. این رباعی بنام اوست:
در عالم بی وفا، دویدیم بسی
بیچاره تر از خویش ندیدیم کسی
تازانه ٔروزگار خوردیم بدهر
از دست دل خویش نه از دست خسی.( از ریاض العارفین ص 195 ).رجوع به مجمع الفصحا ج 1 ص 241 شود.