زوپین
لغت نامه دهخدا
زوپین. ( اِ ) همان زوبین به بای موحده که گذشت. ( آنندراج ). رجوع به زوبین شود. || منسوب به موسیقی. || آهنگی. || شعری. ( ناظم الاطباء ).
زوپین. ( اِخ ) نام پسرکاوس. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به زوبین شود.
فرهنگ فارسی
نام پسر کاوس
فرهنگ اسم ها
اسم: زوپین (پسر) (فارسی) (تلفظ: zopin) (فارسی: زوپین) (انگلیسی: zopin)
معنی: نام پسر کاووس پادشاه کیانی
جمله سازی با زوپین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همان جوشن و خود و زوپین و تیغ کلاه و کمر هم نبودش دریغ