زوفرین

لغت نامه دهخدا

زوفرین. ( اِ ) زرفین در خانه و صندوق را گویند. ( برهان ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ). زوفلین. ( فرهنگ رشیدی ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). آهنی که به چهارچوبه در کوبند و قفل در آن گذارند و عوام زلفین و زرفین بکسر گویند. ( فرهنگ رشیدی ). رَزه. مقابل چفت. آهنی که بر درها زنند و حلقه یا چفت در به او درافکنند و قفل برزنند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
مثل من بود بدین اندر
مثل زوفرین و ازهر خر.عنصری ( یادداشت ایضاً ).خوی نیکو را حصار خویش کن
وز عنایت بر درش زن زوفرین.ناصرخسرو ( از فرهنگ رشیدی ).رجوع به ماده بعد شود.

فرهنگ عمید

= زرفین

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - حلقه ای باشد که بر چار چوب در و صندوق نصب کنند و چفت یا زنجیر را بدان اندازند. ۲ - زلف معشوق. توضیح: بعضی این کلمه را زلفین بصیغه تثتیه خوانند ولی باید دانست که اولا زلف در عربی قدیم نیامده و معربست و ثانیا استعمال دوزلفین و زلفینکان از طرف گویندگان رفع شبه میکند. مع هذا گاهی به صیغه تثنیه هم بر خلاف اصل استعمال شده.

جمله سازی با زوفرین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خوی نیکو را حصار خویش گیر وز قناعت بر درش زن زوفرین

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز