زنین

لغت نامه دهخدا

زنین. [ زَ ] ( ع ص ) آنکه او را کمیز به شتاب گرفته باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و منه الحدیث: لایصلین احدکم و هو زنین؛ ای حاقن. قیل و هو من یدفع الاخبثین معاً. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). هر آنکس که بول و غایط را با هم دفع کند.
زنین. [ ] ( اِخ ) از مغنیان غرب. و رجوع به عقد الفرید ج 7 صص 41 - 49 شود.

جمله سازی با زنین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تراجو آوریم غم‌ها بسنجیم هر آن سوته تریم و زنین تر آییم

💡 جادوگر سال دوم هنرستان فنی جوجوتسو کیوتو. او که یک هفت تیر کش ماهر است، از یک هفت تیر با انرژی نفرین شده برای بیرون آوردن نفرین یا سایر جادوگران استفاده می‌کند. وی خواهر ماکی زنین در هنرستان توکیو است.

💡 ماکی زنین کاربر سلاح‌های نفرین شده‌است و قدرت خاصی ندارد او حتی بدون عینک خود قادر به دیدن ارواح و نفرین‌ها نیست.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز