زندنی

لغت نامه دهخدا

زندنی. [ زَ دَ ] ( ص نسبی )منسوب است به قریه بخل که زندنه اش خوانند و از قرای نسف میباشد. ( سمعانی ). نسبت است به زندنه، قریه کبیره ای به بخارا. میان آن و بخارا چهار فرسنگ است درشمال شهر بخارا و گاه در نسبت زندنیجی و هم زندنجی گویند و از آنجاست حمدان بن عازم زندنی بخاری محدث. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به ماده بعد شود.

جمله سازی با زندنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ماه مارس ۲۰۰۹ تامر بیلیجی پزشکی که در خلال اعتصاب غذای سال ۲۰۰۰ در زندان تیپ اف کاندرا کار می‌کرد توسط حزب کمونیست مائوئیست-ارتش آزادیبش خلق به عنوان دشمن همگانی که باعث مرگ و معلولیت دائمی زندنیان شده مجازات شد. ارتش آزادیبخش خلق همچنین در سال ۲۰۰۹ مسئولیت مرگ یک سرهنگ بازنشسته به نام آیتکین ایچمز را بر عهده گرفت. در ژوئن ۲۰۱۵ نیروهای پارتیزان خلق یک سرهنگ سابق به نام فهمی آلتینبیلک را ترور کردند.

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز