زمور
مترادفها
شیپور، صدای شیپور
لغت نامه دهخدا
زمور. [ زَ ] ( ع ص، اِ ) کودک نیکوروی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
زمور. [ زُ ] ( اِ ) اسم فارسی زفت یابس است. ( تحفه حکیم مؤمن ). در مخزن گفته اسم پارسی زفت یابس است و دردلک مغسول را زمورلاک نامند و مستعمل زرگران است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
اسم فارسی زفت یا بس است
جمله سازی با زمور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اریک زمور دیدگاه مخالف ناتو دارد و میگوید ناتو باید در سال ۱۹۹۰ منحل میشد.
💡 اریک زمور پس از فارغالتحصیلی در مؤسسه مطالعات سیاسی پاریس در سال ۱۹۷۹ کار خود را در روزنامه له کوتیدیان به عنوان خبرنگار آغاز کرد.
💡 اریک زمور همکاری دولت ویشی فرانسه با نازیها را باعث نجات یهودیان فرانسه از هولوکاست میداند.
💡 زعاتره یک منطقهٔ مسکونی در الجزایر است که در زموری واقع شدهاست. زعاتره ۴ کیلومتر مربع مساحت دارد ۱۸۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 اریک زمور که زاده مونتروی، سن-سن-دنی در حومه شمالی پاریس است از خانوادهای با تبار یهودی-الجزایری است.