زریره

لغت نامه دهخدا

زریره. [ زَ ری رَ / رِ ] ( معرب، اِ ) معرب زریر. واحد زریر. یک دانه زریر. ( فرهنگ فارسی معین ). به پارسی اسپرک را زریره گویند و آن شکوفه نباتیست که منبت او کوههای جرجان باشد و ابوبکربن علی عثمان که مترجم این کتاب است، گوید: نبات اسپرک اختصاصی بکوههای جرجان ندارد، بلکه منبت او در مواضع دیگر بسیار بوده و در جمله بلاد فرغانه بیابند. ( ترجمه صیدنه ). رجوع به زریر شود.
زریره. [ زَ رِ ] ( اِ ) گیاهی از طایفه ٔبادرنجبویه که افسنتین نیز گویند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) واحد زریر یکدانه زریر.
گیاهی از طایفه بادرنجبویه که افسنتین نیز گویند.

جمله سازی با زریره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هوای شمع روشن، گشته تیره ز دود عود و از گرد زریره

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز