لغت نامه دهخدا
زربفت گون. [ زَ ب َ ] ( ص مرکب ) برنگ زربفت. مانند پارچه ای که بزر بافته باشند. چون پارچه بافته از زر:
چهل تای دیبای زربفت گون
کشیده زبرجد به زر اندرون.فردوسی.
زربفت گون. [ زَ ب َ ] ( ص مرکب ) برنگ زربفت. مانند پارچه ای که بزر بافته باشند. چون پارچه بافته از زر:
چهل تای دیبای زربفت گون
کشیده زبرجد به زر اندرون.فردوسی.
برنگ زر بفت مانند پارچه ای که بزر بافته باشند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چهل را ز دیبای زربفت گون کشیده زبر جد به زر اندرون