زراح
لغت نامه دهخدا
زراح. [ زُرْ را ] ( ع ص ) خوش حرکات. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
خوش حرکات
جمله سازی با زراح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 1ـ در مـورد نـسـب ايـوب كـه آيـا از نـژاد ابـراهـيـم و از فـرزندان عيص است يا معاصر باابـراهـيـم و سـعـقـوب، بـلكـه بـعـضـى او را قبل از ابراهيم دانسته و مى گويند كه صدسـال پـيـش از ابـراهـيـم جـليـل مـى زيـسـتـه اسـت و عـبـدالوهـاب نـجـّار اىقول را ترجيح مى دهد،(610) ولى بيشتر تاريخ نويسان مانند مسعودى و ديگران او رااز نـژاد ابراهيم و از فرزندان عيص دانسته و نسبت آن حضرت را چنين ذكر كرده اند: ايوببـن مـوص بـن زراح بـن رعـوايـل بـن عـيـص بـن اسـحـاق بـن ابـراهـيـم و ايـنقول با يكى از دو تفسير آيه 85 سوره انعام نيز موافق است.(611)
💡 نسخه حق زراح روح شده زان عالم زراه و جسم صغیر