زبان نفهمی

مترادف‌ها

نافرمانی، لجاجت، سرکشی

متضادها

فهم، درک، مطیع بودن

لغت نامه دهخدا

زبان نفهمی. [ زَ ن َ ف َ ] ( حامص مرکب ) زبان نفهم بودن. رجوع به زبان نفهم شود.

فرهنگ فارسی

زبان نفهم بودن

جمله سازی با زبان نفهمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زبان نفهمی ترک نگاه گرم از دل شراب شعله کباب شرار می طلبد

💡 یکی از مشکلات اصلی در برقراری ارتباط میان دو فرهنگ متفاوت، زبان نفهمی و عدم درک مفاهیم و اصطلاحات خاص است که منجر به سوءتفاهم‌های مداوم می‌شود.

💡 او با وجود اینکه تلاش زیادی برای یادگیری زبان جدید داشت، اما به دلیل زبان نفهمی و عدم تسلط بر گرامر، هنوز نمی‌تواند به راحتی با مردم صحبت کند.

💡 زبان نفهمی در جلسات بین‌المللی می‌تواند باعث شود که نکات مهم و حیاتی در قراردادها نادیده گرفته شوند و در آینده مشکلاتی بزرگ برای طرفین ایجاد گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران