لغت نامه دهخدا
زبان نفهمی. [ زَ ن َ ف َ ] ( حامص مرکب ) زبان نفهم بودن. رجوع به زبان نفهم شود.
زبان نفهمی. [ زَ ن َ ف َ ] ( حامص مرکب ) زبان نفهم بودن. رجوع به زبان نفهم شود.
زبان نفهم بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زبان نفهمی ترک نگاه گرم از دل شراب شعله کباب شرار می طلبد