لغت نامه دهخدا
زبان تاک. [ زَ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ( آنندراج ). در شاهد زیر ظاهراًبه معنی خوشه یا دانه انگور آمده است:
تا نگوید حرف، یکسر دختر رز را بکش
باغبان دانسته میبرد زبان تاک را.هاشم ( از آنندراج ).
زبان تاک. [ زَ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ( آنندراج ). در شاهد زیر ظاهراًبه معنی خوشه یا دانه انگور آمده است:
تا نگوید حرف، یکسر دختر رز را بکش
باغبان دانسته میبرد زبان تاک را.هاشم ( از آنندراج ).
💡 زبان تاک تا دم میزند تبخاله میبندد که برق می نمیگنجد مگردرخرمن مینا