ریش گاوی

لغت نامه دهخدا

ریش گاوی. ( حامص مرکب ) حماقت و بی تمیزی. ( مجموعه مترادفات ص 127 ). صفت ریش گاو. ابلهی و نادانی. ( یادداشت مؤلف ). گولی. ابلهی. ( امثال و حکم دهخدا ). حماقت. ( غیاث اللغات ):
آن خلیفه گول هم یک چند نیز
ریش گاوی کرد خوش با آن کنیز.مولوی.ز ریش گاوی خود غره شد به حلم تو دشمن
نداند آنکه کند شیرگاه خشم تبسم.ابن یمین.

فرهنگ فارسی

حماقت و بی تمیزی. صفت ریش گاو ابلهی و نادانی.

جمله سازی با ریش گاوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سوی یاقوت و لعل از ریش گاوی فروغ مهره خر می فرستم

💡 آن خلیفه گول هم یک چند نیز ریش گاوی کرد خوش با آن کنیز

💡 چون چشم می‌گشاید در چشم می‌نماید گر ز آنک ریش گاوی ور شیر هوشمندی

💡 مفتی از منع صفایی در عشق ریش گاوی کند از کوی خری

💡 مده بدست خران مالشم که حیف بود که ریش گاوی گوید: زهی کفایت من

💡 بباید ساخت با هر ناپسندی که ارزد ریش گاوی ریشخندی

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز