لغت نامه دهخدا
ریزه کار. [ زَ /زِ ] ( ص مرکب ) باریک بین. دقیق. خوش کار. زیرک. هوشیار. وقوف دار. ( ناظم الاطباء ): تَبَن؛ زیرک و باریک بین و ریزه کار گردیدن. متطرس؛ فرد ریزه کار و پسندیده کار.( منتهی الارب ). || ظریف. ( ناظم الاطباء ).
ریزه کار. [ زَ /زِ ] ( ص مرکب ) باریک بین. دقیق. خوش کار. زیرک. هوشیار. وقوف دار. ( ناظم الاطباء ): تَبَن؛ زیرک و باریک بین و ریزه کار گردیدن. متطرس؛ فرد ریزه کار و پسندیده کار.( منتهی الارب ). || ظریف. ( ناظم الاطباء ).
۱. نازک کار، کسی که نقش های ظریف به کار می برد.
۲. هنرمندی که چیزهای زیبا و ظریف بسازد.
باریک بین و دقیق و خوش کار و زیرک و هوشیار و وقوف دار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنچه بر اثر پدیده فتوگرامتری و و عکاسی صدها دوربین در یک فضا بدست میآید نیازمند اصلاح خواهد بود در این میان قدرت زیبراش در ترمیم و ایجاد ریزه کاری در مدلها گشاینده کار متخصصان بودهاست.
💡 مفاهیم دانه بندی، درشتی و ظرافت نسبی هستند. و هنگام مقایسه سیستم ها یا توصیف سیستم ها استفاده می شود. نمونهای از ریزه کاری فزاینده: فهرستی از ملل در سازمان ملل، فهرستی از همه ایالتها/استانها در آن کشورها، فهرستی از تمام شهرهای آن ایالتها و غیره.
💡 به دلیل اهمیت این سیستم، بیشتر به تجزیه و تحلیل آن خواهیم پرداخت. یکی از قدیمیترین روشهای تشخیص هویت، روش شناسایی از طریق اثر انگشت میباشد. نوک انگشت دارای یکسری خطوط است که از یک طرف انگشت به طرف دیگر ادامه دارد. این خطوط دارای یکسری نقاط مشخصه میباشند که به آنها ریزه کاری گویند.
💡 حالت اول شمای یک اثر انگشت پردازش نشده را نمایش میدهد. در مرحله دوم جهت خطوط اثر انگشت توسط متدهای خاصی تولید میشود تا از آن بتوان در شناخت جهت هر ریزه کاری استفاده کرد.