لغت نامه دهخدا
ریدان. [ رَ ] ( اِخ ) نام قدیم شهر «ظفار» فعلی است. ( یادداشت بخط مؤلف ). موضعی است. ( منتهی الارب ). رجوع به ظفار شود.
ریدان. [ رَ ] ( اِخ ) قلعه ای است به قنسرین. || اطمی است به مدینه مر آل حارث بن سهل را. ( از منتهی الارب ).
ریدان. [ رَ ] ( اِخ ) نام قدیم شهر «ظفار» فعلی است. ( یادداشت بخط مؤلف ). موضعی است. ( منتهی الارب ). رجوع به ظفار شود.
ریدان. [ رَ ] ( اِخ ) قلعه ای است به قنسرین. || اطمی است به مدینه مر آل حارث بن سهل را. ( از منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنیانگذار این دولت: «شِمَر یهرعش بن ناشر النعم» ازسال ۳۰۰ میلادی تا نهایت سال ۵۲۵ میلادی بوده است. تاریخدانان معتقدند که شمر بن یهرعش به پادشاه «سبا و ذی ریدان و حضرموت و یمنت» معروف بوده و به نام تُّبَع در قرآن آمده است.
💡 ریدان (به عربی: ریدان) یک شهرداری در الجزایر است که در استان بویره واقع شدهاست. ریدان ۳٬۰۲۹ نفر جمعیت دارد.