ریخته پا

لغت نامه دهخدا

ریخته پا. [ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) اسبی که تناسب اعضاء و مفاصلش بغایت خوب باشد گویا به قالب ریخته اند. ( آنندراج ) ( از غیاث اللغات ):
سخت سم نرم دم آگنده سرین پهن کفل
چرب مو خشک پی افروخته سر ریخته پا.سنجر کاشی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

اسبی که تناسب اعضائ و مفاصلش بغایت خوب باشد گویا بغالب ریخته اند.

جمله سازی با ریخته پا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سر چه باشد که تو در راه وفا نگذاری همه جا ریزه ی دل ریخته پا نگذاری

💡 آوخ که چمن جستم و گردون عوض گل در دامن من ریخته پای طلبم را

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز