لغت نامه دهخدا
ریحی. ( ص نسبی ) بادی و منسوب به باد. ( ناظم الاطباء ). بادی: فتق ریحی. ( یادداشت مؤلف ). || نفاخ. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به نفاخ شود.
ریحی. ( ص نسبی ) بادی و منسوب به باد. ( ناظم الاطباء ). بادی: فتق ریحی. ( یادداشت مؤلف ). || نفاخ. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به نفاخ شود.
بادی و منسوب به باد. بادی. یا نفاخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روح ریحی نصیب حیوان است روح وحیی چو آب حیوان است
💡 روح ریحی میستاند راح روحی میدهد باز جان را میرهاند جغد غم را میکشد