لغت نامه دهخدا
روی و روای. [ ی ُ رُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) مرکب از روی فارسی به معنی وجه و رواء عرب به معنی منظر و دیدار. ( یادداشت مؤلف ):
قرخج کوری بدطلعتی چنانکه به است
کلنج... -یر خزمغ ازو به روی و روای.سوزنی.
روی و روای. [ ی ُ رُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) مرکب از روی فارسی به معنی وجه و رواء عرب به معنی منظر و دیدار. ( یادداشت مؤلف ):
قرخج کوری بدطلعتی چنانکه به است
کلنج... -یر خزمغ ازو به روی و روای.سوزنی.
مرکب از روی فارسی به معنی وجه و روائ و عرب به معنی منظر و دیدار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر همی در کوی وحدت آشنایی بایدت ورهمی در معرفت روی و روایی بایدت