روی به دیوار

لغت نامه دهخدا

روی به دیوار. [ ب ِ دی ] ( ص مرکب ) مشوش و پریشان و حیران. ( ناظم الاطباء ).
- غریب روی به دیوار؛ غریب پریشان و مشوش.

جمله سازی با روی به دیوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست جز صورت دیوارجهان جامی چند پشت بر قبله جان روی به دیوار کنیم

💡 خورشید هرکجا که دچار تو می‌شود از انفعال روی به دیوار می‌کند

💡 آه این چه حجاب است که از شرم رخ تو در خانه خود روی به دیوار نشینم

💡 خوش وقت گروهی که در اندیشه یارند چون کعبه روان روی به دیوار ندارند

💡 جامی به روی خود چو در وصل بسته دید در کنج صبر روی به دیوار غم نشست

💡 با همه تدبیر خویش ما سپر انداختیم روی به دیوار صبر چشم به تقدیر او

همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز