لغت نامه دهخدا
روغن زبان. [ رَ / رُو غ َزَ ] ( ص مرکب ) کنایه از نرم گفتار و چاپلوس. ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( از برهان ) ( ناظم الاطباء ). چرب زبان. || فریبنده. ( فرهنگ فارسی معین ). فریب دهنده. ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( از برهان ).
روغن زبان. [ رَ / رُو غ َزَ ] ( ص مرکب ) کنایه از نرم گفتار و چاپلوس. ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( از برهان ) ( ناظم الاطباء ). چرب زبان. || فریبنده. ( فرهنگ فارسی معین ). فریب دهنده. ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( از برهان ).
کنایه از نرم گفتار و چاپلوس. یا فریبنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیوشنده از گرمی شاه روم به روغن زبانی برافروخت موم
💡 چراغ زندگی را می کند مستغنی از روغن زبان خویش چون خورشید بر دیوار مالیدن