لغت نامه دهخدا
روغن رفته. [ رَ / رُو غ َ رَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) کنایه از کسی که از دولت عمر سیر شده باشد. ( ازناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( برهان ) ( انجمن آرا ).
روغن رفته. [ رَ / رُو غ َ رَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) کنایه از کسی که از دولت عمر سیر شده باشد. ( ازناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( برهان ) ( انجمن آرا ).
کنایه از کسی که از دولت عمر سیر شده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 انتظارت رنگ نم نگذاشت در چشم ترم تا مقشر گشت این بادام روغن رفته است