روشن نفس

لغت نامه دهخدا

روشن نفس. [ رَ / رُو ش َ ن َ ف َ ] ( ص مرکب ) که دم و نفس صافی و پاک دارد. که نفس گرم و گیرا و مؤثر دارد:
در ایام سلطان روشن نفس
نبیند دگر فتنه بیدار کس.سعدی ( بوستان ).چو بشنید دانای روشن نفس
بتندی برآشفت کای تکله بس.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

که دم و نفس صافی و پاک دارد

جمله سازی با روشن نفس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برسانیم به روشن نفسی ناکسان را به مقامات کسی

💡 تازه شد خط و رخت از دم روشن نفسان چون گل و سبزه که از باد سحر تازه شود

💡 مرد حق آن بندهٔ روشن نفس نایب تو در جهان او بود و بس

💡 از مهر بتان جامی هر لحظه برآری دم چون صبح درین معنی روشن نفسی داری

💡 در ایام سلطان روشن نفس نبیند دگر فتنه بیدار کس

💡 ما همه بر سر راهیم و جهانی گذرست چشم روشن نفسی کان ز جهان تو بود

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز