رمکه

لغت نامه دهخدا

( رمکة ) رمکة. [ رَ م َ ک َ ] ( ع اِ ) اسب. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || اسب و مادیان اسب تاتاری که برای نسل باشد. ( منتهی الارب ). ستوری که به نسل گرفته می شود. ج، رَمَک، رِماک، رَمَکات، اَرْماک. ( از اقرب الموارد ). ماده از ستوران و این کلمه معرب است و اصل آن رمه و یا رمک فارسی است. ( از المعرب جوالیقی ). اسب ماده. ( غیاث اللغات ). || ( ص ) مرد ضعیف و سست. ( منتهی الارب ). رجل رمکة؛ مرد ناتوان. ( از اقرب الموارد ).
رمکة. [ رُ ک َ ] ( ع اِمص ) نوعی از رنگهای شتر. ( منتهی الارب ). رنگ خاکستری در شتران. یقال: فی لونه رمکة. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

نوعی از رنگهای شتر رنگ خاکستری در شتران

جمله سازی با رمکه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رمکه (به عربی: الرمکة) یک شهرداری در الجزایر است که در استان غلیزان واقع شده‌است.

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز