لغت نامه دهخدا
رودسار.( اِ مرکب ) کنار رود. ساحل رود. سر رود:
کرده بدرود و فرامش رامش و عشرت تمام
نه هوای رودسار و نه نشاط میگسار.مسعودسعد.
رودسار.( اِ مرکب ) کنار رود. ساحل رود. سر رود:
کرده بدرود و فرامش رامش و عشرت تمام
نه هوای رودسار و نه نشاط میگسار.مسعودسعد.
کنار رود. ساحل رود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کف رود سار مجلس دل مزمری بین مجرّد از او تار