رو نمودن به معنای آشکار کردن، نشان دادن یا نمایان ساختن چیزی است که پیشتر پنهان بوده و میتواند شامل چهره، حالت، حقیقت یا موضوعی دیگر باشد. این واژه همچنین به معنای واقع شدن، وقوع یا حادث شدن یک رویداد نیز به کار میرود و بیانگر ظهور و بروز چیزی است. علاوه بر این، رو نمودن میتواند مفهوم روی آوردن یا حرکت به سوی چیزی را داشته باشد و نشاندهنده گرایش یا توجه به موضوع یا شخصی خاص باشد. به طور کلی، این عبارت هم شامل بروز عینی و هم معنوی و مجازی است و در زبان فارسی برای بیان آشکار شدن، وقوع یا گرایش به کار میرود. در ادبیات و متون کهن، رو نمودن با مفاهیم بروز، ظهور و توجه همراه است و کاربردی چندبعدی دارد. این واژه نشاندهنده انتقال از حالت نهفته یا پنهان به حالت نمایان و قابل مشاهده است. بنابراین، رو نمودن هم به معنی آشکارسازی و هم به معنای حرکت و گرایش به سوی چیزی است.
رو نمودن
لغت نامه دهخدا
رو نمودن. [ ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) روی نمودن. نشان دادن رخسار. نمایاندن چهره چنانکه عروس، داماد وپدر و مادر او را. ( از یادداشت مؤلف ):
روی بنما و وجود خودم از یاد ببر
خرمن سوختگان را همه گو باد ببر.حافظ. || واقع شدن. حدوث. وقوع. رو کردن. ( از یادداشت مؤلف ):
شما را چه رو می نماید در این
که بی نیکمردان مبادا زمین.نظامی.- رو نمودن چیزی؛ آشکار شدن و به ظهور آمدن. ( آنندراج ):
چه دیده ای که بر آئینه مایلی شب و روز
ز ما نهفته مدار آنچه رو نمود آنجا.آصفی ( از آنندراج ). || روی آوردن. رو کردن. آمدن به سوی چیزی. ( از یادداشت مؤلف ):
یک شه دیگر ز نسل آن جهود
در هلاک قوم عیسی رو نمود.مولوی.در میان گریه خوابش درربود
دید در خواب آنکه پیری رو نمود.مولوی.
جمله سازی با رو نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هم آفتاب داند از شرق رو نمودن ار نی به مرکز او، نتوان به تک رسیدن
💡 و شايد مراد از حركت دادن انگشتان به راست و چپ در حالت تَضَرُّع اين باشد كه شخص تضرّع كننده به شيوه زنِ فرزند مرده در هنگام مصيبتِ بيمناك، دستانش رابرگردانده و با پشت و رو نمودن و راست و چپ كردن آنها، گريسته و نوحه سرايى مىكند.