رهگرای

لغت نامه دهخدا

رهگرای. [ رَ گ َ / گ ِ ] ( نف مرکب ) رهگرا. راهگرا. راهگرای. راهرو. عازم. ( یادداشت مؤلف ): لشکر افغان و اوزبک که از قزلباش محسوب بودند بعد از قتل نادرشاه رهگرای قندهار گردیدند. ( مجمل التواریخ گلستانه ). رجوع به راه گرای شود.

جمله سازی با رهگرای

💡 فرومانده بینندهٔ رهگرای به حیرت دران کار حیرت فزای

کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
سن سون یعنی چه؟
سن سون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز