لغت نامه دهخدا
رمیض. [ رَ ] ( ع ص ) شفرة رمیض؛ کارد نیک تیز. ( منتهی الارب ). کارد تیز و برنده. ( از اقرب الموارد ). || هر چیز برنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
رمیض. [ رَ ] ( ع ص ) شفرة رمیض؛ کارد نیک تیز. ( منتهی الارب ). کارد تیز و برنده. ( از اقرب الموارد ). || هر چیز برنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیره خمیس متشکل از : بیت مسکین، رمیض و حاج عیدی