برهم نهشتن
روی هم گذاشتن، انباشتن، یا چیزی را بر چیزی دیگر نهادن؛ در متون کهن همچنین میتواند به معنی جمع کردن، افزودن، یا لایهلایه قرار دادن باشد.
مترادفها
بر هم زدن، مختل کردن، آشفته کردن
متضادها
برپا داشتن، سامان دادن، برقرار کردن
جمله سازی با برهم نهشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اقدامات ناشیانه و نادانسته برخی افراد، باعث برهم نهشتن نظم و آرامش موجود در این جامعه کوچک و صمیمی شده است که بسیار تاسفبار است.
💡 تلاشهای مداوم تیم مدیریت برای جلوگیری از برهم نهشتن اتحاد و همبستگی میان کارکنان شرکت، در اولویتهای اصلی برنامههای توسعهای قرار گرفته است.
💡 هجوم ناگهانی طوفان و بادهای شدید، منجر به برهم نهشتن ساختار برخی از بناهای قدیمی و آسیب دیدن بخشهای مهمی از آن شد.