رفیقان
مترادفها
دوستان، همراهان، یاران، همدمها
متضادها
دشمنان، بیگانهها
لغت نامه دهخدا
رفیقان. [ رَ ] ( ع اِ ) در اصطلاح صوفیه دو کس باشند به یک بیت منسوب. ( از نفائس الفنون ذیل علم فتوت ).
جمله سازی با رفیقان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سستعهد و سردمهرند این رفیقان همچو گل ضایع آن عمری که با این سستعهدان سر کنی
💡 گه با پلنگان در کمر، گه با گوزنان در شمر گه از رفیقان قمر، گه از ندیمان پرن
💡 چون پند رفیقان موافق نشنیدی ای دل ندهد فایده امروز ندامت
💡 مباشید ای رفیقان امشب ِ دیگر ز من غافل که از بزم شما خواهیم بردن درد سر امشب
💡 آهن ربای جذب رفیقان کشید حرف ور نی در این طریق ز گفتار فارغیم
💡 ای رفیقان بشنوید این داستان بشنوید این داستان از راستان
💡 در روزهای سخت دوران جنگ، رفیقان با همدیگر همپیمان شدند تا در برابر سختیها ایستادگی کنند و از حقوق انسانی خود به شکلی قاطع دفاع نمایند.
💡 سفر به مناطق دورافتاده و کوهستانی تنها زمانی با لذت همراه است که آدم در کنار رفیقان صمیمی و باوفا، لحظات زندگی را سپری کند.
💡 پیرمرد با لبخندی بر لب، از خاطرات خوش دوران جوانی و معاشرت با رفیقان قدیمیاش که اکنون همگی پیر شدهاند، برای نوههای خود تعریف میکرد.