رصافی

لغت نامه دهخدا

رصافی. [ رُفی ی ] ( ص نسبی ) منسوب است به رصافة که نام چند شهر و موضع است. رجوع به رصافة اندلس و واسط و... شود.
رصافی. [ رُ فی ی ] ( اِخ ) ابوعبداﷲ محمدبن عبداﷲبن احمد رصافی، منسوب به رصافه که دهی است در ناحیه بصره واسط. او از محمد عبدالعزیز درآوردی روایت کرد و ابوبکر احمدبن محمد عبدوس نسوی و دیگران از او روایت دارند. ( از لباب الانساب ).
رصافی.[ رُ فی ی ] ( اِخ ) ابوعبداﷲ محمدبن عبدالملک بن ضیفون رصافی، منسوب به رصافه اندلس، که از ابوسعید اعرابی روایت کرد و ابوعمربن عبدالبر اندلسی از او روایت دارد. ( از لباب الانساب ).
رصافی. [ رُ فی ی ] ( اِخ ) ابومحمد حجاج بن یوسف بن ابی منیع و اسم او عبداﷲبن ابی زیاد رصافی است که به رصافه شام منسوب است. ( از لباب الانساب ). رجوع به حجاج بن یوسف شود.
رصافی. [ رُ فی ی ] ( اِخ ) معروف به افندی. شاعر بغدادی. او راست:
1- دفع الهجنة فی ارتضاح اللکنة
2- دیوان رصافی، معروف به رصافیات، که بر چهار باب تقسیم شده: الف - فی الکونیات ب - فی الاجتماعیات ج - فی التاریخیات د- فی الوصفیات، و مقدمه رسایی درباره شعر عموماً و شعر رصافی و شعراء معاصر او خصوصاً به نحو خاصی بوسیله گردآورندگان آن ( محیی الدین افندی خیاط، شیخ غلائنی ) نوشته شده است. این دیوان به سال 1910م. دربیروت چاپ شده است. ( از معجم المطبوعات مصر ).
رصافی. [ رُ فی ی ] ( اِخ ) سفیان بن زیاد رصافی مخرمی، منسوب به رصافة که محله ای است در بغداد. وی از ابراهیم بن عینیة و عیسی بن یونس روایت کرد و عباس بن محمد الدوری و جز وی از او روایت دارند. ( از لباب الانساب ).

جمله سازی با رصافی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به گزارش سایت تخصصی ایسفا، مسعود امینی تیرانی، آرش رصافی، الهام آقالری، امیر توده‌روستا، کاوه قهرمان، رضا اسدی و بهمن دادفر برای یک دوره ی دوساله به عنوان هیات مدیره جدید و وحید حسینی نامی به عنوان بازرس انجمن فیلم کوتاه ایران انتخاب شدند. همچنین آرمان فیاض و مرتضی علی عباس میرزایی و به عنوان اعضا علی البدل هیات مدیره و علی رشیدی‌فر به عنوان بازرس علی البدل انتخاب شدند.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز