رزیم

لغت نامه دهخدا

رزیم. [ رَ ] ( ع اِ ) آواز شیر. ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ). آواز شیر بیشه. ( ناظم الاطباء ). بانگ کردن شیر. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر اللغه زوزنی چ بینش ص 54 ). زئیر. ( از ذیل اقرب الموارد ) ( متن اللغة ): لاسودهن علی الطریق رزیم. ( از لسان العرب ذیل رزم )( از تاج العروس ذیل رزم ). در اقرب الموارد به معنی زبد آمده است ولی در هیچ متنی بدین معنی دیده نشد.

فرهنگ فارسی

آواز شیر آواز شیر بیشه بانگ کردن شیر.

جمله سازی با رزیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جلش رزیم و ز خون رنگ رنگ چون خرقه طیور دوخته بر وی ز هر کنار نظر

💡 در ۱۶ فروردین ۱۳۹۰ (۵ آوریل ۲۰۱۱ میلادی) دیوان بین‌المللی کیفری اعلام کرد «طبق شواهد رزیم قذافی پیش از گسترش اعتراضات از تونس و مصر تصمیم کشتار غیرنظامیان مخالف حکومت را گرفته بود و شلیک به غیر نظامیان تصمیمی بود که پیش از شروع اعتراضات اتخاذ شده بود.»

مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز