رد کرده

لغت نامه دهخدا

ردکرده. [ رَ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) وازده. ( یادداشت مؤلف ). مردود. رانده. دورشده. مطرود:
فقر کآن افکنده خلق است من برداشتم
زال کآن ردکرده سام است من می پرورم.خاقانی.

فرهنگ فارسی

وا زده مردود رانده دور شده

جمله سازی با رد کرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ویکتور اوربان، نخست وزیر مجارستان گفته‌است که کشورش مطابق قوانین بین‌المللی عمل کرده‌است و اتهام هرگونه معاملهٔ مخفیانه با باکو را رد کرده‌است.

💡 تیغها بر هم شکسته همچو جوشن پاره ها گرزها همچون سپر رد کرده زخم تیغ خور

💡 انتشار «فروید و فلسفه» خشم ژاک لاکان را برانگیخت و منجر شد تا بحث‌هایی درباره سرقت فکری در فضای آکادمیک فرانسه درباره ریکور دربگیرد که مدافعان او، به این نقدها پاسخ داده‌اند و ادعای هواداران لاکان را رد کرده‌اند.[۲]

💡 و گفت: هر اشارت که می‌کند خلق بحق همه برایشای رد کرده است تا آنگاه که اشارت کنند از حق بحق و ایشان را بدان اشارت راه نیست.

💡 رد کرده شهر خودم مقبول غربت چون شوم زین در صدف بیزا شد این لعل را کان خوش نکرد

عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز