رخصتی
کلمه «رخصتی» به معنای پیشکشی یا هدیهای است که شخصی به منظور دریافت مرخصی یا اجازه انجام کاری تقدیم میکند. این اصطلاح در متون قدیمی و منابعی مانند ناظم الاطباء آمده و اشاره دارد به عملی که فرد انجام میدهد تا از سوی مقام یا مسئول مربوطه اجازه یا دستوری برای ترک خدمت، مرخصی یا انجام امری خاص دریافت کند. به عبارت دیگر، رخصتی هم شامل هدیه مادی و هم هدیهای نمادین است که در قبال صدور اجازه به کار میرود و نشاندهنده رعایت ادب و احترام و دریافت اجازه رسمی میباشد. این واژه گاه در متون اداری و گاه در متون اجتماعی و عرفی برای توصیف اعطاء پیشکشی به منظور دستیابی به رخصت یا اجازه به کار رفته است. بنابراین، رخصتی هم جنبه اجتماعی و هم جنبه عملی و حقوقی دارد و بیانگر نوعی تعامل بین فرد و مقام یا صاحب اختیار است.
مترادفها
مرخصی، اجازه
متضادها
منع، ممنوعیت
لغت نامه دهخدا
رخصتی. [ رُ ص َ ] ( ص نسبی، اِ ) رخصتانه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به رخصتانه شود.
فرهنگ فارسی
رخصتانه
جمله سازی با رخصتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آتش افروخته و خلق به حیرت نگران رخصتی ده که به هنگامه هنر بنمایم
💡 هیچکس را نگسلد تیغ اجل تار حیات تا نه از تیغ جهانسوز تو گیرد رخصتی
💡 خدایگان هنر را اگر درین فتوی به خون گربه ز من رخصتی همی باید
💡 شاها مرا بخا کدرت رخصتی فرست کافسرده نک ز باد خزان گلستان من
💡 کارمند شرکت پس از گذشت چندین ماه از کار مداوم، تصمیم گرفت برای مدتی کوتاه درخواست رخصتی کند تا بتواند در کنار خانواده خود کمی استراحت نماید.
💡 در قوانین قدیمی برخی کشورها، رخصتی برای کارگران در روزهای تعطیلات رسمی بسیار دشوار بود و کارفرمایان با سختی زیاد با این درخواستها مواجه میشدند.
💡 او برای سفر به مناطق دورافتاده و بکر، از مقامات مسئول درخواست رخصتی رسمی کرد تا بتواند بدون نگرانی از مسائل اداری، به طبیعت سفر کند.