ربوده عقل

لغت نامه دهخدا

ربوده عقل. [ رُ دَ / دِ ع َ ] ( ص مرکب ) گول خورده. ( ناظم الاطباء ). مسلوب. سلیب. ( منتهی الارب ). آنکه عقل از وی رفته باشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

گول خورده مسلوب سلیب

جمله سازی با ربوده عقل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نرگس مستت ربوده عقل من برده خوابم نرگس جادوی تو

💡 درین بهار دلنشین که گشته خاک عنبرین ز من ربوده عقل و دین نگاری از نگارها

💡 تو را سودای سیم و زر، مرا آن سرو سیمین بر اسیر و مبتلا کرده ربوده عقل و دانایی