لغت نامه دهخدا
رای بین. ( نف مرکب ) رای بیننده. هوشیار. هوشمند:
بپرسید مر زال را موبدی
از آن تیزهش رای بین بخردی.فردوسی.
رای بین. ( نف مرکب ) رای بیننده. هوشیار. هوشمند:
بپرسید مر زال را موبدی
از آن تیزهش رای بین بخردی.فردوسی.
رای بیننده. هوشیار. هوشمند
💡 ز ماچین رسولیم نزدیک شاه اگر رای بینی کنون راه خواه