لغت نامه دهخدا
رامش سرای. [ م ِ س َ ] ( نف مرکب ) مخفف رامش سراینده. سازنده. نوازنده. سراینده رامش. سراینده نغمه و نوا. مطرب:
پرستندگان ایستاده بپای
ابا بربط و چنگ و رامش سرای.فردوسی.
رامش سرای. [ م ِ س َ ] ( نف مرکب ) مخفف رامش سراینده. سازنده. نوازنده. سراینده رامش. سراینده نغمه و نوا. مطرب:
پرستندگان ایستاده بپای
ابا بربط و چنگ و رامش سرای.فردوسی.
مخفف رامش سراینده. سازنده. نوازنده. سرایند. رامش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرستندگان ایستاده به پای ابا بربط و چنگ و رامش سرای