ذوقناک
لغت نامه دهخدا
ذوقناک. [ ذَ / ذُو ] ( ص مرکب ) لذیذ. خوشمزه:
چونکه آب جمله از حوض است پاک
هر یکی آبی دهد خوش ذوقناک.مولوی. || پرمسرت. پر شادمانی:
پهلوان درلاف گرم و ذوقناک
چون شنید این قصه گشت از غم هلاک
منفعل شد در میان انجمن
سر فرو برد و خمش شد از سخن.مولوی.
جمله سازی با ذوقناک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فتاد زمزمه ذوقناک در افواه که یافت لذت از آن صدهزار کام و زبان
💡 چونک آب جمله از حوضیست پاک هر یکی آبی دهد خوش ذوقناک
💡 دل ار چه ذوقناک از وصل شد لیک ز بیم هجر هستم هولناکش