خوش طعم
مترادفها
خوشمزه، لذیذ، گوارا
متضادها
بدطعم، بیمزه
لغت نامه دهخدا
خوش طعم. [ خوَش ْ / خُش ْ طَ ] ( ص مرکب )بامزه. لذیذ. گوارا: و چیز خوش طعم چون انگبین و شکر به آن یار کنند تا بوی و طعم آن بدان بپوشند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). آن چشمه شکافته شود و آبی سرد خوش طعم صافی از آنجا بیرون آید. ( تاریخ قم ).
فرهنگ عمید
= خوش مزه
فرهنگ فارسی
بامزه لذیذ
جمله سازی با خوش طعم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای دو فنجان چای سبز، یک قاشق غذاخوری سرخالی چای داخل قوری بریزید و سپس آب ۸۰ درجه را به آن اضافه کنید. ۵ تا ۸ دقیقه زمان دهید تا چای سبزتان دم بکشد. پس از این مدت، چای سبز خوش طعم شما آماده است.
💡 بابا (چینی: 粑粑) نوعی نان غلیظ، گرد و سنگین است که توسط مردم ناشی در شمال غربی یون نان چین تهیه میشود. میتواند شیرین یا خوش طعم باشد.
💡 نان یتیقات اهری از سوغاتیهای مهم شهرستان اهر و منطقه ارسباران میباشد که معمولاً هر گردشگری که از این منطقه عبور میکند از این شیرینی خوشمزه و خوش طعم تهیه کرده و سوغاتی از این شهرستان میبرد. نان و شیرینی اهری در سال ۹۴ از سوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در فهرست آثار ملی ناملموس ایران به ثبت رسیدهاست.[۲]
💡 ای شاهدی از نظم تو جانها به سماعند زیرا که بود میوه خوش طعم رسیده
💡 شکر اکنون بود خوش طعم و شیرین که مانده نیست آن یاقوت رنگین