خوش مشربی

مترادف‌ها

خوش‌مشرب، خوش‌خو، خوش‌برخورد

متضادها

بد مشربی، بدطبع

لغت نامه دهخدا

خوش مشربی. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ رَ ] ( حامص مرکب ) خوش معاشرتی.خوش نشست و برخاستی. خوش محضری. آداب و رسوم دانی.

فرهنگ فارسی

خوش معاشرتی خوش نشست و برخاستی

جمله سازی با خوش مشربی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دل خوش مشربی دارم که سردی‌های دوران را به اکسیر تحمل مرهم کافور می‌سازد

💡 او به دلیل خوش مشربی و برخورد صمیمانه با تمامی همکاران، در محیط کار مورد احترام و محبت همگان قرار دارد و بسیار محبوب است.

💡 در ادبیات کلاسیک، شخصیت‌هایی که خوش مشربی دارند معمولاً به عنوان الگوهای اخلاقی و انسانی در داستان‌های حکیمانه و آموزنده معرفی می‌شوند.

💡 داشتن یک دوست با ویژگی‌های خوش مشربی می‌تواند در روزهای سخت زندگی، تسلی‌بخش باشد و روحیه فرد را به شدت تقویت و شاداب کند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران