لغت نامه دهخدا
خوش مشربی. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ رَ ] ( حامص مرکب ) خوش معاشرتی.خوش نشست و برخاستی. خوش محضری. آداب و رسوم دانی.
خوش مشربی. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ رَ ] ( حامص مرکب ) خوش معاشرتی.خوش نشست و برخاستی. خوش محضری. آداب و رسوم دانی.
خوش معاشرتی خوش نشست و برخاستی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل خوش مشربی دارم که سردیهای دوران را به اکسیر تحمل مرهم کافور میسازد