ذور

لغت نامه دهخدا

ذور. [ ذُ وَ ] ( ع اِ ) ج ِ ذورة.
ذور. ( ع اِ ) خاک.
ذور. [ ذَ ] ( ع مص ) ترسانیدن کسی را. تهدید. تخویف.

فرهنگ فارسی

ترسانیدن کسی را. تهدید.

جمله سازی با ذور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای شاه ذور شد هو یا علی مدد ای میر معتمد هو یا علی مدد

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز