لغت نامه دهخدا
دیی ٔ. [ دَی ْ ی ِءْ ] ( ع ص ) رجل دیی ٔ؛ مرد بیمار. امراءة دیئة؛ زن بیمار. ( از تاج العروس ).
دیی ٔ. [ دَی ْ ی ِءْ ] ( ع ص ) رجل دیی ٔ؛ مرد بیمار. امراءة دیئة؛ زن بیمار. ( از تاج العروس ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به یاد آید ترا ز اول که گفتی چو دیی ر کمندت پای بستم
💡 راه سنگفرش اشکورات به رحیم آباد مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان رودسر، روستای سیاه کشان دیی بن واقع شده و این اثر در تاریخ ۲ بهمن ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۱۰۷۱۵ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست.