دیگه

لغت نامه دهخدا

دیگه. [ گ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ززو ماهرو بخش الیگودرز شهرستان بروجرد با 236 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

دانشنامه عمومی

دیگه ( به لاتین: Dige ) یک شهرک در جمهوری خلق چین است که در بخش ییچنگ واقع شده است. دیگه ۳۱ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

جمله سازی با دیگه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است، می‌توان به جانی دیگه اینجا زندگی نمی‌کنه و رومئوی رقصان اشاره نمود.

💡 دارایی کسب کنید شهرهای دیگه ایی بسازید دانشمندان استخدام کنید و حتی با دزدان دریایی غارت هم کنید و با کمک خدایان بازی کار مختلفی انجام دهید.

💡 شب قبل از چهلم، عکس سنگ مزار جواد که ظاهراً همون روز نصب شده بود، یه باره همه‌جا پخش شد. عکس یه ولوله خاصی انداخت. من شبیه‌اش رو ندیده بودم. هر چند بعداً عکسای دیگه‌ای دیدم که دقیقاً مثل همون طرح یا مشابه‌اش بود.

💡 دیگه چه خبر!؟ فیلمی به کارگردانی و نویسندگی تهمینه میلانی و تهیه‌کنندگی رضا بانکی، تهمینه میلانی و مهدی احمدی گرکانی ساخته سال ۱۳۷۰ است.

💡 کویتی‌پور یک قطعه نوحه موسیقی اعتراضی هم‌زمان با محرم ۱۴۰۲ منتشر کرده که در قسمتی از آن می‌خواند: «حاجی اینجا دارن همه جوونا رو می‌درن، تو صورت ناموسمم بی‌رحمانه میزنن، قسم به خدا و این خاک پاره‌پاره، اینجا دیگه جایی واسه دلخوشی نداره».

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز