دیوار کوتاه
متضادها
دیوار بلند
لغت نامه دهخدا
دیوار کوتاه. [ دی ] ( ترکیب وصفی، ص مرکب ) کنایه از مفلس و تهیدست. ( از آنندراج ). || فقر و تنگدستی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
کنایه از مفلس و تهیدست.
جمله سازی با دیوار کوتاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خاکساران بیشتر از فیض قسمت می برند کلبه دیوار کوتاهان پر از مهتاب بود
💡 ز فیض عام باشد گر فلک راهی درو دارد نپنداری که از دیوار کوتاه خرابات است
💡 خصم می پیچد به خویش از بردباری های من این خروش سیل از دیوار کوتاه من است
💡 این آرامگاه، به شکل سکویی چهارگوش و ساختمان سنگی روباز ساخته شد که در کنار آرامگاه و مسجد محمد محروق جای گرفت. آرامگاه عبارت بود از دو ایوان بالا و پائین و دیوار کوتاه سنگی از سنگ خلج که دراطراف محل قبر و روی قبر که سه یا چهار متر از دیوار بقعه فاصله داشت بکار رفته بود؛ و نیز یک ستون سنگی همراه یک رباعی از ملک الشعرای بهار با خط نستعلیق بر آن نقش کردند.
💡 جانپناه معمولاً دیوار کوتاهی است که پیرامون بام ساختمان یا لبه ایوانها ساخته میشود.
💡 او تصمیم گرفت برای مشخص کردن مرز باغ خود، یک دیوار کوتاه از جنس سنگهای طبیعی و زیبا در طول مسیر بسازد.
💡 در مقابل خانه قدیمی ما، یک دیوار کوتاه قرار داشت که گلهای رنگارنگ زیادی از روی آن به سمت خیابان آویزان بودند.
💡 معمار ساختمان پیشنهاد داد که به جای حصار بلند، از یک دیوار کوتاه استفاده شود تا دید بهتری نسبت به منظره کوهستان وجود داشته باشد.