لغت نامه دهخدا
دیوارپرده. [ دی پ َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) و پرده پرنگار آویختن به دیوار را. پرده منقشی که بدیوار نصب میکنند. ( ناظم الاطباء ).
دیوارپرده. [ دی پ َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) و پرده پرنگار آویختن به دیوار را. پرده منقشی که بدیوار نصب میکنند. ( ناظم الاطباء ).
پرد. پرنگار آویختن به دیوار را.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این صفحهها به عنوان یک دیوار پردهای عمل کرده که با فاصله گرفتن از ساختمان به اندازه ۲ متر، در یک قاب مستقل قرار دارند.