دون پرست
مترادفها
حقیرپرست، پستپرست
متضادها
عالیپرست
لغت نامه دهخدا
دون پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) که مردم سفله و فرومایه را پرستد. که به پرورش و پرستاری اشخاص پست و بی ارزش کمر بندد: و حکایت نکایت روزگار دون پرست باشد. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 91 ).
فرهنگ فارسی
که مردم سفله و فرومایه را پرستد.
جمله سازی با دون پرست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مکن ز گردش دوران شکایت ابن حسام که عادت فلک دون پرست منقلبیست
💡 کارم تباه میکند این چرخ دون پرست ز آن غصه کم نیافت چو دونان تباه کار