دولت پرست

لغت نامه دهخدا

دولت پرست. [ دَ / دُو ل َ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) که سلطه و اقتدار را بپرستد. که در جستجوی سعادت و دولت است. دولتخواه:
زنده بود طالع دولت پرست
بنده دولت شو هر جا که هست.نظامی.و گرچون مقبلان دولت پرستی
طمع را میل درکش بازرستی.نظامی.بدین تخت و این جام دولت پرست
بسا جام و تختا که آری بدست.نظامی.گذارنده دانای دولت پرست
به پرگار دولت چنین نقش بست.نظامی.

فرهنگ فارسی

که سلطه و اقتدار را بپرستد.

جمله سازی با دولت پرست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زنده بود طالع دولت پرست بنده دولت شو هرجا که هست

💡 بدین تخت و این جام دولت پرست بسا جام و تختا که آری به‌دست

💡 گزارنده دانای دولت پرست به پرگار دولت چنین نقش بست

💡 زنده بود طالع دولت پرست بنده ی دولت شو، هر جا که هست

💡 و گر چون مقبلان دولت پرستی طمع را میل در کش باز رستی

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز