دوستی نمودن

لغت نامه دهخدا

دوستی نمودن. [ ن ِ / ن َ / ن ُ دَ ] ( مص مرکب ) دوستی ورزیدن. دوستی کردن. اظهار دوستی کردن. ( یادداشت مؤلف ). تحبب. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). تودد. ( دهار ): شرس؛ دوستی نمودن با مردم. ( منتهی الارب ). رجوع به دوستی کردن شود.

فرهنگ فارسی

دوستی ورزیدن.

جمله سازی با دوستی نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وین دوستی نمودن سیصد هزار خلق از دولت بلند و دل مهربان توست

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز