کلمهی «دوستکان» در فارسی واژهای کهن و ادبی است و به معنای دوستکام یا کسی که محبوب و عزیز دل باشد بهکار میرود. این واژه از ترکیب «دوست» + «کان» ساخته شده و در زبان کهن تبدیل حرف «م» به «ن» رایج بوده است؛ مانند «بام» که «بان» نیز گفته میشد. بنابراین «دوستکان» شکل قدیمیتر و تغییریافتهی «دوستکام» است. در متون ادبی، «دوستکان» به معشوق، یار دلخواه و کسی که از جان و دل عزیز است گفته میشود. گاهی این واژه برای اشاره به رفیق مهربان یا دوست صمیمی نیز استفاده میشود. علاوه بر آن، در برخی فرهنگها این واژه به پیالهی بزرگ شراب نیز اطلاق شده است؛ پیالهای که هنگام نشستن با دوستان یا معشوق برای نوشیدن و یاد یار به کار میرفت. به همین دلیل، این واژه گاه بار عاطفی، عاشقانه و همراه با لذت و مهر دارد. همچنین در برخی متون «دوستکان» اشاره به جشن نوشیدن با دوستان نیز داشته است که با مفاهیمی چون شادی، رفاقت و مهربانی همراه بوده است.
دوستکان
لغت نامه دهخدا
دوستکان. ( ص مرکب ) به معنی دوستکام است چه در پارسی «میم » با «نون »تبدیل می یابد چنانکه بام را بان نیز گفته اند: ( نردبام: نردبان ). ( از انجمن آرا ) ( از برهان ). به معنی دوستکام است. ( فرهنگ جهانگیری ). دوستکام و معشوق که وی را از جان و دل عزیز دارند. ( از ناظم الاطباء ). آنکه از جان و تن عزیزش دارند. ( شرفنامه منیری ) ( از برهان ). معشوقه. ( از فرهنگ اوبهی ). رجوع به دوستکام شود. || ( اِ مرکب ) پیاله بزرگ. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ). || می خوردن با دوستان و به یاد ایشان. ( برهان ). دوستکامی. دوستکانی. ( یادداشت مؤلف ). شرابی که با معشوقه خورند و دوستکانی گویند.( فرهنگ اوبهی ). رجوع به دوستکانی و دوستگانی شود.
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) یار مهربان رفیق. ۲ - معشوق. ۳ - ( اسم ) امری که بکام و مراد دل دوست باشد مقابل دشمنکام.
جمله سازی با دوستکان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ملک را خاست میل دوستکانی ز ساقی خواست آب زندگانی
💡 جامه ی صوفی بگیر و جام صافی ده که ما دوستکامی را ز جام دوستکانی یافتیم
💡 گل گرفته جام یاقوتین بدست زمردین پیش شاهنشه به بوی دوستکانی آمد است
💡 به دوستکانی این باده از لبان حبیب کرامتیست که ساقی کوثر آورده
💡 ما و عشرت بعد از این بر رغم دشمن تا ابد کز کف ساقی لطفش دوستکانی یافتم